شوک

26 08 2008

بازم این تلویزیون حرص منو درآورده. یه برنامه نشون داد به اسم شوک و توش یه سری پسر دخترا رو نشون داد که مثلا شیطون پرست بودن و بعدش همه جوون‌های دیگه رو هم قاطی کرد و نشون داد کلا جوون‌هایی که به موسیقی رپ گوش میدن خیلی باید دعواشون کرد.

 

من اصلا کاری ندارم که اگه یه نفر خدا پرست بود چقدر خوبه و اگه یه نفر شیطون پرست بود چقدر بده. فقط میخوام بدونم اینهمه چیز از جوون‌ها گرفتین، در عوض چی دادین بهشون؟ آقایی که میگی جوون باید فلان پیغمبر باشه و امام‌زاده باشه و فلان، خودتو یه لحظه جای اون جوون گذاشتی؟ فرض کن یه روز وقت آزاد داری و می‌خوای تفریح کنی. کجا میری؟ چیکار میکنی؟ جایی غیر از رستوران و پیتزا فروشی داری که بری؟ الکی واسه من قیافه نگیر که جوون باید بره باشگاه. فکر کن این جوون فرضی اصلا اهل ورزش نیست. کجا بره؟ ها؟ کجا؟

 

وقتی یه نفر میبینه تو پایتخت مملکتش جایی رو نداره بره، نمیتونه با جنس مخالفش ارتباط سالم داشته باشه، میره سراغ به قول شما خلاف خوب. نمیره؟ خودت باشی نمیری دنبالش؟ نگو که نمیری چون پیر پاتال‌های رده بالای حکومتی رفتن. میگی نه؟ چطوره یه سر به دا.نشگاه ز.نجان بزنی. یا چرا راه دور بری که یه وقت خدای نکرده خسته بشی؟ یه سر به رئیس پلیس اسبق تهران خودمون بزن…





مسئولیت

21 08 2008

عزیز دلم. پسر جان.

من نمیتونم مسئولیت کاری رو که شما کردی به عهده بگیرم. اونم با این پول کم.

خودت باشی این کارو میکنی؟





همه جای دنیا

18 08 2008

آقا جون بدم میاد. دست خودم نیست. کهیر میزنم وقتی کسی میگه همه جای دنیا فلان جوره، همه جای دنیا اینطوریه، آگاهان معتقدند و امثالهم.

 

طرف پاشو از شابدلعظیم اونطرف‌تر نذاشته، میگه همه جای دنیا ساختمون که میسازن فلان میشه، تیم ملی که میره یه جا بیسار میشه. راننده تاکسی‌ها (که البته همشون قدیما یا یه سور به انیشتین زده بودن یا راک فلر ولی تو کسادی بازار شدن راننده یه پیکان 47) برمیگردن میگن تو سیاست همه جای دنیا اینطوریه که …

 

حالا ممکنه این جور ادعاها در مورد یه راننده تاکسی که میخواد حقانیت ادعاهاشو بین 4 تا مسافر اثبات کنه زیاد حساسیت ایجاد نکنه، ولی شما دیگه چرا؟ شما هم آره؟ شما و شما هم بله؟ آخه شماها که به قول خودتون دکترین، مهندسین، روشن فکرین یا تحصیلات عالیه حوزوی دارین که نباید مثل یه آدم بی‌سواد حرف بزنین. مگه تو اون دانشگاهی که درس خوندین توش بهتون یاد ندادن چطوری باید حرفتون رو به کرسی بشونید؟ تحقیق علمی پایان دوره شما رو کی خونده که یادتون نداده چطوری باید حرف زد؟ نکنه خودتون تحقیق نکردین و تحقیقتون رو تو خیابون انقلاب نوشتن؟

 

چرا مثلا نمیگی تو سیاست تجربه شده که اگه فلان اتفاق بیفته، بعدش اینطوری میشه به این دلایل؟ میشه بگی چقدر مطالعه داری که نمیتونی چند تا رفرنس و مثال درست حسابی واسه اثبات حرفت رو کنی؟ نگو عزیز برادر. نگو اینطوری. به خدا بهت میخندن.

سخته؟ عزیزم بیشتر گوش بده، کمتر حرف بزن. بیشتر بخون، کمتر بنویس. شاید اینطوری تونستی…





دنیای بزرگه بزرگ

17 08 2008

امروز داشتم واسه خودم تو خونه فضولی میکردم. خیلی اتفاقی یه سری کتاب پیدا کردم که مال زمان بچگیم بود. یه مجموعه کتاب داشتم، نوشته آیزاک آسیموف و در مورد کرات و کهکشان‌ها. بچه که بودم این کتاب‌ها رو به خاطر عکسای خیلی زیادش دوست داشتم. امروز ولی این کتاب‌ها واسم یه معنای دیگه داشت.

انصافا منو از اینهمه مشغله فکری و ذهنی جدا کرد. برد به یه دنیای دیگه. پیشنهاد میکنم اگه میخوای حس منو تجربه کنی، یه سر به اینجا بزن. من نمیدونم چه قدر ماده و انرژی تو دنیا وجود داره ولی بیا یه محاسبه در حد ریاضیات راهنمایی بکنیم. فرض کن دو تا کره داریم. یکی به شعاع یک متر و اون یکی به شعاع دو متر. فرض کن کره‌ها تو پر باشن. بیا حجم این دو تا کره رو به هم تقسیم کنیم:


یعنی با اینکه شعاع یکی فقط دو برابر اون یکیه، ولی ماده موجود در بزرگتره 8 برابر ماده موجود در کوچیکتره هستش. حالا یه بار دیگه به اینجا نگاه کن. عظمت رو حس میکنی؟ اینجا دیگه تفاوت شعاع‌ها در حد یک متر و دو متر نیست. تفاوت کیلومترهاست…

پی نوشت 1: بعضی وقتا خندم میگیره وقتی میبینم ما هنوز دنبال یک متر خونه و یک کیلو گوجه فرنگی و یک لیتر بنزین هستیم…

پی نوشت 2: فقط یه تلنگر لازمه تا آدم به بزرگی خدا پی ببره…





مراسم روحبخش

16 08 2008

کوچه بالایی ما یه خونه هست که صاحب خونه عملا کار و زندگی نداره. تمام سال هفته‌ای حداقل سه بار هیئت و عزاداری تو خونش به راهه. حالا پول از کجا میاره هفته‌ای سه بار به ملت شام میده، خدا خودش بهتر میدونه. ولی یه سری شایعه شد که طرف دویست میلیون تومن از بنیاد شهید اختلاس کرده ولی خوب کسی کاری به کارش نداشت. به من هم به طریق اولی ربطی نداشت خوب.

در کل این مراسمات پی در پی روحانی و فیض بخش که موجب جمع شدن جوون‌های این محله و سایر محلات چندین بار در هفته و هر بار به مدت چندین ساعت در کوچه مورد بحث میشد، شاید برای درو همساده‌های آقای هیئت دوست مزاحمت ایجاد کرده باشه، ولی برای من تا حالا مزاحمت ایجاد نکرده بود. اما این سری انگار فرق میکنه. طرف برداشته دو تا بلندگوی ناجور گذاشته تو کوچه و یه مداح خیلی خوش صدا هم داره گلوش رو پاره میکنه… چی میخونه؟ اصرار میکنی؟ باشه میگم:

تو که صفا میریزه از چشات

تو که عسل میچکه از لبات…

خیلی دوست دارم بدونم این خوش صدا با یه خروار ریش، چشما و لبای حضرت مهدی رو از کجا دیده و اینهمه بهش توجه کرده که طعم لبش رو هم میدونه… شما این وسط پیدا کن روحانیت موجود در این مراسم رو (هرچند شاید داره موج میزنه و من حالیم نیست). البته باز هم تا اینجاش به من ربطی نداره. هرکسی تو ابراز عقیده باید آزاد باشه. شاید این طرف هم با امام زمان یه رفت و آمدی داره که از اینهمه جزئیات خبر داره. ولی اینکه با صدای قشنگ این مرد ریشو واسه من مزاحمت ایجاد بشه دیگه مستقیما به من ربط داره. نداره؟ دعا میکنم خدا ازشون نگذره به خاطر ایجاد این مزاحمت.

پی نوشت: تبعیض خیلی بده. کافیه یه نفر صدای موسیقی تو ماشینش یه کمی بلند باشه، به جرم ایجاد آلودگی صوتی ماشینش باید توقیف بشه و خودشم کلی جریمه بده. حالا اگه یه راننده تاکسی روزی ده میلیون بار بوق بزنه آلودگی صوتی درست نشده و اگه این مرد ریشو صدای روح بخش و دلنوازشو تا صد تا کوچه بالاتر و پایین‌تر به گوش بدبخت ملت برسونه، بازم آلودگی صوتی ایجاد نشده. میگی نه؟ زنگ بزن 110 بپرس…





قدرت

15 08 2008

تو دنیا یه چیز وجود داره که از همه چیز مهمتره: قدرت

جهان در بهترین حالت مثل یه جنگله. در بهترین حالت…





سلام

15 08 2008

سلامی چو بوی خوش آشنایی… (به سبک مجری های بی مزه تلویزیون بخونید لطفا)

 

اینجا قراره من، یعنی Glutz، که یه آدم دردآشنا (به سبک زمان انتخابات بخونید لطفا) به حساب میام حرف بزنم. به امید روزهای بهتر…