بیام ایران میگی؟

15 04 2009

بالاخره اینجا هم داره بهار میاد. هوا چند روزه تقریبا گرم شده. معمولا 13+ به بالاست. همین کافیه که با آستین کوتاه بریم بیرون.

بعد از چندین ماه که من و یه سنجاب تنها موجودات زنده اینجا بودیم، نمیدونم اینهمه جک و جونور از کجا پیداشون شده یهو. حتی مرغ دریایی هم داریم اینجا. با اینکه دریایی نیست تا کیلومترها…

به حالتی پریودیک دلم هوای ایرانو میکنه. معمولا 2 بار در ماه خیلی شدید میشه این هوا و دل و اینا… دیروز به خودم گفتم برم بیلیت بخرم واسه همین فردا برم ایران. دیگه هم برنگردم. چی میشه مگه؟

خدا رو چه دیدی؟ شاید به سرم زد همین کارو کردم. خصوصا که تا 10 15 روز دیگه یه اسباب کشی هم تو برنامه دارم که خودش عامل مهمی در جهت هل دادن من به سمت ایران محسوب میشه…





تقویت کن

9 04 2009

اون وقتا که تلویزیون میگفت بنیان خانواده در غرب از هم پاشیده من باورم نمیشد. چهارتا بد و بیراه هم میگفتم که اینهمه در حال سیاه نمایی دنیای غرب هستن.

اما حالا که رفتم تو دنیای غرب زندگی میکنم تازه میبینم نه بابا… انگار راست میگفتن. اینجا دیگه تقریبا خانواده ای نمونده که بخواد بنیان داشته باشه. اروپا که دیگه بدتر.

هر چیز ایران که بد باشه، اینکه ما اونجا بنیان خانواده داریم واقعا خوبه. من اینجا کسایی رو دیدم که از بچشون، بعد از 18 سالگی، واسه اینکه بزارن تو خونشون زندگی کنه اجاره میگرفتن. باورت میشه؟ پدر مادر تو همچین کاری میکنن؟

تو اروپا که دیگه ازدواج هم نمیکنن. صرفا میرن با هم زندگی میکنن. خوشت میاد؟ معلومه که نه…

من ازت یه خواهش دارم. بنیان خانوادتو تقویت کن. دستت درد نکنه.