اسباب کشی و مابقی قضایا

18 05 2009

حدود یکی دو هفته پیش اسباب کشی کردم. شکل اجاره این خونه یه مدل خیلی جالبه که نمونش رو فکر نمیکنم تو ایران داشته باشیم. در واقع اینجا خونه یه زن و شوهر مسنه که یکی از اتاق های خونشون رو به من اجاره دادن. باورت میشه کسی تو ایران همچین کاری بکنه؟

ضمن گشت و گذار واسه پیدا کردن خونه، نتیجه گرفتم که معمولا دو قشر از آدمای اینجا این کار رو میکنن. چیکار میکنن؟ یکی از اطاق های خونشون رو به یه دانشجو و در ازای مبلغ خیلی کمی اجاره میدن و حتی بعضی وقتا برای طرف غذا هم درست میکنن. دسته اول آدمای خیلی مذهبی که قصدشون فقط کمک کردن به آدمای فقیر و از جمله دانشجوهاس (و البته تعداد این آدما تو آمریکای شمالی خیلی هم زیاده). یه دسته هم آدمایی که سنشون زیاده و هیچ کس رو ندارن و میخوان یکی باشه که باهاش صحبت کنن. صاحبخونه من رسما تو اشتراک هر دو تا مجموعه بالا قرار میگیره.

از وقتی اومدم اینجا تقریبا همه چیزایی که تو خوابگاه کمبودش حس میشد رو دارم. مثلا: اطو، زیر اطو، انواع میز و صندلی، سیم سیار، حیاط شخصی، یه جا که بشه توش یکمی آواز بخونی، دستشویی اختصاصی و هزار تا چیز دیگه. با اینکه قیمت خوابگاه ماهانه تقریبا دو برابر اینجا بود، دستشویی اختصاصی نداشتم اونجا. البته اطاقاش تک نفره بود که خوب خودش نعمت خیلی بزرگیه. اما خوب اینجا تقریبا دیگه همه چیز اختصاصیه و خلاصه راضی ترم.

البته اجاره کردن اینجا به همین راحتی نبود. چرا؟ چون صاحبخونه خیلی مذهبیه. هزار تا شرط و شروط واسم گذاشتن. مثلا اینکه به هیچ عنوان حق ندارم دختری رو ببرم تو اطاقم. و هزار تا چیز دیگه که تقریبا همشون تو همین حدود یکمی بالاتر و یکمی پایین تر از شکم دور میزد.

منم البته بهشون پاتک زدم و شرط و شروط خودم رو گذاشتم. مثلا اینکه باهاشون شرط کردم به هیچ عنوان گوشت خوک نمیخورم؛ آخه این خانومه قراره روزی یک وعده غذای گرم واسم درست کنه. و البته هزار تا چیز دیگه که تقریبا همشون مربوط به دقیقا خود شکم میشد.

حالا یه مشکل خیلی بزرگ دارم. اونم اینکه این خانومه خیلی خیلی زیاد غذا درست میکنه. ما کلا سه نفریم ولی اندازه حداقل شش هفت نفر غذا درست میکنه. مثلا یه شب 23 تا رون مرغ درست کرده بود. شمردم به خدا.

یه شب دیگه ورداشته بود Roas Pork درست کرده بود و چون من گوشت خوک نمیخورم واسه من Roast Beef درست کرده بود. فکر کنم حدود 10 کیلو گوشت بود حداقل. جالب اینه که با هر غذایی که درست میکنه یه قابلمه هم پلو درست میکنه. یه دفعه ازش پرسیدم چرا هی پلو درست میکنی؟ گفت آخه تو ایرانی هستی و غذای اصلی اونجا برنجه. بهش گفتم من تو ایران هم که بودم زیاد پلو نمیخوردم چون پلو دوست ندارم. ولی بازم هر شب یه قابلمه پلو درست میکنه. خلاصه هر شب همین برنامس. امشب هم واسه سه نفر آدم اینا رو درست کرده بود:

1. یه بوقلمون درسته که تو فر کبابش کرده بود.

2. یه قابلمه پلو.

3. سیب زمینی آب پز به مقدار بسیار زیاد.

4. کلم بروکلی آب پز.

5. سالاد.

6. کیک.

7. شربت آلبالو.

بوقلمون خیلی بزرگه. ما سه نفری بیشتر از دو پنجمش رو نتونستیم بخوریم. اوضاع کلم بروکلی بهتر بود، چون همه دوست داریم کلم بروکلی رو. سالاد هم همینطور. اما سیب زمینی ها و پلو و کیک و سایر موارد واقعا خورده نشد. باقیمونده غذا رو چیکار کردیم؟ معلومه. سطل آشغال. از مرده پرسیدم اینجا کسی فقیر نیست اضافی غذا رو بهش بدیم؟ گفت همه همسایه ها هر روز همین قدر غذا دور میریزن. خیالت راحت باشه. حالا من موندم و عذاب وجدان. بابا جان تو آفریقا مردم دارن از گرسنگی میمیرن. ما اونوقت اینهمه غذا دور میریزیم.

صاحبخونه عزیز. یکمی غذا کمتر درست کن. به جاش یا اجاره خونه رو کم کن، یا اضافی پول رو ببر به گرسنه ها کمک کن. منم اینطوری شب بدون عذاب وجدان میخوابم.

رفتم از چیزایی که از غذا باقی مونده بود عکس گرفتم تا یکمی تو عذاب وجدان با من شریک بشی…


کارها

اطلاعات

4 جواب

18 05 2009
ناشناس

zaheran kambudet faghat tuye shekam va zire shekame.

18 05 2009
glutz

توضیح خدمت شما دوست عزیز ناشناس:

اینکه گفتم صاحب خونه گفته نباید دختر تو اطاقت بیاد باعث شد فکر کنی من مشکل دارم در این زمینه؟

نه عزیزم. اتفاقا در این زمینه مشکلی ندارم. هدف من از نوشتن این موضوع این بود که شاید متوجه بشی کار بد همه جای دنیا بده. در مورد اسراف هم فکر نمیکنم با من هم عقیده نباشی.

18 05 2009
فریتی

چه امکاناتی!!!!پس با ک… افتادی تو عسل :) ))

18 05 2009
AtAl Matal

هر چیزی مزایا و معیاب داره، ولی همین که تو یه خونه هستی، کلی است.

دیدگاه‌تان را بنویسید: